۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

دکتر خزعلی به کشوربر میگردد.



در خبرها آمده بود که دکتر مهدی خزعلی پزشک و وبلاگنویس منتقد دولت علیرغم ممنوع الخروج بودن از کشور خارج شدند.موضوع از این قرار است که روز گذشته که ایشان به دادگاه احضار شده بودند پس از رایزنی با قاضی پیر عباسی حکم ممنوع الخروجی ایشان توسط قاضی نقض شد، واز آنجا که ایشان شرکتی نیز در دبی جهت امورموسسه انتشارات پزشکی حیان و اباصالح و واردات کاغذ و سایر مایحتاج موسسه خود دارند و در دوسال گذشته بدلیل ممنوع الخروجی فعالیتهای این شرکت با مشکلات فراوانی روبرو شده بود، در نهایت امروز برای سر وسامان دادن به کارهای شرکتشان راهی دبی شدند. لازم به ذکر است که به نقل از نزدیکان دکتر خزعلی ایشان هفته آینده به کشور بر خواهند گشت و شایعه خروج غیر قانونی یا عدم مراجعت ایشان به کشور کذب میباشد.

۱۳۹۰ مهر ۶, چهارشنبه

بسیجی که بود و الان که هست؟

امروز که آخرین روز از هفته جنگ یا دفاع مقدس بود ساعت 6:45 دقیقه غروب داشتم اخبار استان تهران(کانال 5) رو میدیدم که در گزارشی در باره دفاع مقدس ناگهان سعید تاجیک را نشان داد با زیر نویسی تحت عنوان "راوی جنگ". انگار دنیا در پیش چشمانم تیره و تار شد از دیدن اینهمه بیشرمی و افلاس رسانه میلی.
 ببینید کار ما به کجا کشیده که هتاکان و بی ادبان به بهای حمایت از قدرت و خوش خدمتی به کودتاچیان علاوه بر غصب مناصب حکومتی لقب راوی جنگ نیز میگیرند.
یادم میاید که زمانیکه در سن 16 سالگی قصد رفتن به جبهه را داشتم پس از ثبت نام و پرکردن فرمهای مربوطه به ما گفتند باید از شما تحقیقات محلی شود و پس از مثبت بودن نتیجه به جبهه اعزام میشوید. حال چگونه است که آنزمان برای دفاع از کشور و نظام وشهادت باید افراد از نظر اخلاقی و دینی گزینش و تایید میشدند و اکنون هتاکان و بی ادبان و تروریستها همه کاره بسیج شده اند.دو نمونه از این افراد همین سعید خان تاجیک و سعید عسکر هستند، که اولی فرد حمله کننده به فائزه هاشمی در حرم شاه عبدالعظیم بود با آن ادبیات بی ادبانه و دومی تروریستی که به مغز سعید حجاریان شلیک کرد.
وامروز اولی سمت فرماندهی بسیج پالایشگاه تهران را دارد و دومی در سال ۱۳۸۸ به سمت رییس امور ایثارگران بسیج منصوب شده است.
بیخود نیست که زمانی بسیجیان محبوب تمام ایرانیان اعم از طرفدار نظام و مخالف نظام بودند و راز این محبوبیت نیز نبود جز اخلاص و ایثار و ادب و متانت که با محک شهادت در سنگرهای خط مقدم جبهه سنجیده میشدند، در حالیکه امروزه نام بسیج و بسیجی جز شعبان بی مخ و باطوم و هتاکی و خشونت چیز دیگری را به ذهن نمی آورد و حتی بسیجیان زمان جنگ نیز دیگر دل خوشی از این نام ندارند.


بسیجی زمان جنگ در اشخاصی مثل حاج همت و باکری ها و خرازی و پلارک و دستواره و ... معنی می یافتند و امروزه در افرادی مثل سعید تاجیک و سعید عسکر و سردار فیروز آبادی و نقدی خلاصه میشود.
سعید عسکر در دادگاه ترور سعید حجاریان
سردار نقدی-از شکنجه گران شهرداران بازداشتی در جریان کرباسچی.



افشای اطلاعات جدید درباره سعید تاجیک، بسیجی توهین کننده به فائزه هاشمی

۱۳۹۰ شهریور ۳۰, چهارشنبه

پیامک اختلاسی

شگفتا
رد پای دزد دهکده ما
بر روی برف
چقدر شبیه چکمه های کد خداست!!!
هفته اختلاس مبارک.

۱۳۹۰ شهریور ۲۹, سه‌شنبه

۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه

چرا عاملان اتهام فتنه، براندازی و کودتای مخملی به خطایشان اقرار نمی‌کنند؟

کلمه: غلامعلی رجایی، نویسنده برجسته دفاع مقدس، در یادداشتی که در وبلاگ خود منتشر کرده، به دیدار اخیرش با تاجزاده، دیدار قبلی‌اش با سید محمد خاتمی، صحبتش با محمد نوری زاد و نقل قول های عباسی فرد از مهدی کروبی اشاره کرده و با تاکید بر اینکه زندان امثال میردامادی و تاجزاده را عوض نکرده و نخواهد کرد و نوری زاد هم در بیرون از زندان همان است که در زندان بود، به دلسوزی‌های این چهره‌های منتقد حاکمیت فعلی برای نظام و رهبری اشاره می‌کند و از کسانی در دو سال اخیر ادعای وجود فتنه، براندازی و کودتای مخملی را مطرح می‌کردند، می‌پرسد که چرا جرئت اقرار و اعتراف به اشتباهشان را ندارند، و از آنها می‌خواهد که لااقل این فضیلت و شجاعت را از امام بیاموزند.
او که هنوز آثار شکنجه زندان‌های شاه و جراحات جنگ با صدام را در بدن خود دارد، همچنین با اشاره به اینکه کروبی و خاتمی با وجود مشکلات و گلایه‌ها، هنوز از رهبری با احترام یاد می‌کنند و دغدغه حفظ و سلامت نظام دارند، هشدار داده که “باید بدون فوت وقت از هر جا که بشود جلوی ضرر را گرفت، به سخن نخبگان گوش داد و با منزوی کردن تندروان و طرد آنان از اطراف خویش، به حاکمیت تک صدایی در جامعه پایان داد.”
مشروح یادداشت خواندنی این پژوهشگر و نویسنده، به نقل از وبلاگش، در ادامه می‌آید:

با اینکه ساعت هاست از منزل آقای سید مصطفی تاجزاده به خانه برگشته ام و نیمه شب است، فکرهایی که پشت سرهم می آیند اما نمی روند! خواب را از چشم من گرفته اند.
نزدیکی های غروب عصر جمعه آنجا بودم .منزل استیجاری تاجزاده آنقدرشلوغ بود که دقایقی ماندم بعضی ها بروند تا با رفتنشان جایی برای ورود من و امثال من باز بشود.
درمیان کسانی که خارج می شدند بر و بچه های قدیم جنگ در کردستان که مدتها بود آنها را ندیده بودم، هم دیده می شدند.
وقتی تاجزاده از نگرانی خود در باره تاثیر تحولات منطقه بر ایران و سوء استفاده آمریکا از موج عظیم بیداری ای که در منطقه پدید آمده سخن گفت وگفت ما به رغم اختلاف نظرهایی که داریم هرگز به این راضی نیستیم که آمریکا بخواهد در مقدرات کشور ما دخالت کند، بی اختیار چشمم به قطعه ای از پرده کعبه که قاب گرفته بر دیوارخانه کوچکش نصب شده بود افتاد. مسولین عربستان سعودی در زمان مسؤلیت تاجزاده در معاونت بین الملل وزارت ارشاد دوره وزارت جناب خاتمی این هدیه ارزشمند را به او اهدا کرده بودند.
وقتی تاجزاده از یکی از حاضرین سراغ کسی را گرفت و پاسخ شنید به دلیل شرکت درمراسم افطاری… دستگیرشده است و با شوخی گفت بازخدا را شکرکه فعلا کسی به دلیل شرکت در مراسم سحری دستگیر نمی شود به کسی که در کنارم نشسته و فرزند یکی از شهدای جنگ بود گفتم متاسفانه تنگ نظری ها تا به جایی رسیده که در ماه رمضان مشکل ما این شده که ربنای بسیار زیبای شجریان که نزدیک به سه دهه است نماد معنوی ماه خداست از سیمای مثلا جمهوری اسلامی ما پخش بشود یا نشود و در نهایت هم نشود و مردمی که طالب شنیدن آن هستند این نغمه را از شبکه های غیر ملی بشنوند!
دغدغه و نگرانی تاجزاده را که شنیدم به یاد حرفهایی افتادم که دو هفته قبل از جناب حجت الاسلام والمسلمین عباسی فرد – که می گفت به دلیل رفاقتی که سالهاست با جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای شیخ مهدی کروبی دارد با موافقت و تدبیر درست دوستان وزارت اطلاعات بیش ازشش بار با جناب حجت الا سلام والمسلمین شیخ مهدی کروبی در ایام حصر او درمنزلش دیدارهایی چندساعته داشته است- که می گفت آقای کروبی درحال حاضر هم هنوز دل در گرو نظام دارد و بارها با تعبیرات احترام آمیز از رهبری یاد می کند و معتقد است آنچه انجام می دهد در راستای مصالح نظام و انقلاب است.
این نگرانی ها منحصر به کروبی وغیر کروبی نیست. در دیداری خصوصی هم که هفته گذشته با جناب آقای خاتمی در دفترشان در خیابان یاسر داشتم نمونه این نگرانی ها بخوبی دیده می شد.
جناب خاتمی هم مثل ملاقاتهای قبل ،در نهایت صداقت تام وتمامی که من سی سال است از نزدیک با آن آشنا هستم با برشمردن بعضی مشکلات اقتصادی وسیاسی در عرصه بین الملل و…با تعابیر خاصی علاوه بر برشمردن بعضی گلایه ها از رهبری ، نسبت به ایشان اظهار دلسوزی می کرد.
تاجزاده که صحبت می کرد احساس کردم جنس صحبتهایش با اندک تفاوتی همان نگرانی ها ودغدغه های خاتمی وکروبی وهمه دلسوزان انقلاب است .دغدغه حفظ نظام و سلامت آن در مواجهه با تهدیدات محتملی که فرا روی آن است.اسفا که این نگرانی دیده و شنیده نمی شود.
از خانه تاجزاده که بیرون می آمدم به اوگفتم در سفر اخیرم به کربلا مکرر در زیر گنبد طلای سیدالشهدا برایت دعا کرده ام تشکرکرد.
در مسیر بازگشت به خانه به ذهنم رسید برای تبریک عید و قبولی طاعات تلفنی به جناب آقای محمد نوری زاد بزنم . تا به او گفتم ازمنزل تاجزاده می آیم، گفت ما هم داریم به آنجا می رویم .تماسم که با نوری زاد خاتمه یافت با مرور حرفهای تاجزاده و کروبی و خاتمی به یاد گفته سه ماه قبل نوری زاد افتادم که موقتا دراثر نامه ای که به رهبری نوشت از زندان به خانه برگشته بود.
وقتی از او در باره علت آزادی اش که بعدها معلوم شد موقت است سوال شد گفت پس از آنکه طی نامه ای پانصد صفحه تحقیقش را در زندان در باره هنر در قرآن به ایشان پیشکش کرده و حرفهایش را زده از زندان آزاد شده است.
مشکل کاردرکجاست؟ بنظر می رسد بعضی نمی خواهند کار به سامان برسد!
آقای عباسی فرد نقل می کرد آقای کروبی می گفت هنگامی که حصر خانگی را به من ابلاغ کردند در نهایت آرامش آن را پذیرفتم.
وی که از دوستان نزدیک آقای کروبی است شهادت می داد و می گفت به رغم گلایه هایی که وجود دارد حصر خانگی وی به رغم برخی محدودیتهای ناپسند،هیچ تغییری دراعتقاد و علاقه کروبی نسبت به نظام و رهبری ایجاد نکرده است.
وقتی زندان امثال میردامادی و تاجزاده را عوض نکرده ونخواهد کرد و نوری زاد در بیرون از زندان هم همان است که درزندان بود،چرا بعضیها که این همه دم از فتنه و براندازی وکودتا و…زدند وحالا که کاملا روشن شده کودتایی از نوع مخملی آن !درکار نبوده و اینها صرفا به نحوه برگزاری انتخابات ایراداتی – البته از نوع جدی آن داشته اند- جرئت اقرار و اعتراف به اشتباهشان را ندارند؟
کاش ،لا اقل ،این فضیلت را ازامام یاد بگیرند که بارها درکمال شجاعت به میدان آمد و صریحا در پیشگاه ملت وتاریخ به اشتباه خود – که نمونه هایی از آن در وصیت نامه ایشان دیده می شود- اعتراف نمود.
بعضیها چرا اینقدرتاریخ و افکار عمومی را نادیده می گیرند؟
بخواهیم یا نخواهیم دیر یا زود ادبیات زندان رفته ها برای خودش در تاریخ سیاسی ایران جایی پیدا خواهد کرد و هیچ حکومتی حتی از نوع حقه و مردمی آن نخواهد توانست مانع انتقال این گفته ها و نوشته ها و آنچه در زندان ها و بازجویی ها گذشته است به تاریخ و افکار عمومی بشود.
محتوای این نوشته ها که به استناد و تجربه تاریخ انقلاب ،هیچ راه گریزی از انتشارآنها نیست و دیر یا زود به بیرون از کشور هم خواهد رسید قطعا به صلاح نظام اسلامی ما نخواهد بود و نامه هایی که نوری زاد به رغم همه محدودیتهای زندان ونظارت زندانبان ها به بیرون از زندان فرستاد بهترین گواه این ادعاست.
دردمندانه و خالصانه به عنوان کسی که برای برپایی این نظام به زندانهای شاه رفته وشکنجه شده وهنوز آثار شکنجه دژخیمان شاه را درکنارجراحت جنگ صدامی در بدن خود دارد، می گویم باید بدون فوت وقت از هر جا که بشود جلوی ضرر را گرفت،به سخن نخبگان گوش داد و با منزوی کردن تندروان و طرد آنان از اطراف خویش، به حاکمیت تک صدایی درجامعه پایان داد.
متاسفانه باید اقرارکرد برخلاف همه جای دنیا ،هزینه کار سیاسی در ایران به رغم این همه ادعاهایی که در باره حقوق شهروندی شده و می شود بسیار بالاست.
چرا عقلای قوم برای کاهش این هزینه کاری جدی نمی کنند؟
چرا به نصایح دلسوزان به نظام توجهی نمی شود؟
ما چه بخواهیم وچه نخواهیم بحق یا بناحق، آیینه ملتهایی هستیم که چشمی نگران به آینده خود دارند و چشمی دیگر به رفتارهای ما.
اگربه فکر آنها هم نیستیم، به فکر خدا و قیامت و حضور در محکمه عدل الهی باشیم و این همه فرصتها و سرمایه های مملکت را به هدر ندهیم.
اگر انقلاب را برای دنیایمان هم می خواهیم، این، راه ادامه آن نیست!
آزادی برخی از زندانیان سیاسی در روزهای اخیر گام مبارکی برای بر طرف کردن فاصله هاست هرچند برخی این رفتار را نمی پسندند و بعضی شکاف ایجادشده در سالهای اخیر را چنان عمیق می بینند که با این اقدامات بر طرف شدنی نیست، باید آن را در کنار اقداماتی مانند محاکمه عاملان کهریزک و.. ادامه داد تا بخش بزرگی از اعتماد از دست رفته به نظام باز سازی شود.
تجربه مفید آزادی نوری زاد بهترین دلیل براین است که می توان و باید با زبانی غیراز زبان زندان و اعتراف گیری وحصر با نخبگان این ملک وملت سخن گفت.
واذا الموؤده سئلت، بای ذنب قتلت …صدق الله العلی العظیم.

۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه

فاجعه ای در آستانه خوزستان


فاجعه سد گتوند؛ 10روز پس از افتتاح + عکس

سد گتوند پایین‌دست‌ترین سد مخزنی رودخانه کارون است که 10 روز پیش توسط رئیس جمهور افتتاح گردید. آقای احمدی نژاد در تاریخ 06/05/90 برای آغاز آبگیری سد به کارگاه آمد و آبگیری آغاز شد. سه روز بعد، آب از پتوی رسی رد شدو نمک های ناحیه زیرین دیوار حائل، در آب حل شد و دیوار حائل، نشست کرد.
سد گتوند پایین‌دست‌ترین سد مخزنی رودخانه کارون است که 10 روز پیش توسط رئیس جمهور افتتاح گردید. این در حالی بود که از دو سال پیش اعتراض‌های رسانه‌ای و کارشناسی مبنی بر وجود معادن نمک در مخزن سد، موجب ایجاد تردید در بهره‌برداری از آن شده بود. این مساله موجب می‌شد آب شیرین کارون پس از تجمع در پشت سد، به صورت آب شور از سد خارج شود. پیامدهای فاجعه‌بار این مساله بر زمین‌های پایین سد آشکار بود. همان زمان سناریوی مربوط به احتمال وجود نمک به مشاور طرح یعنی شرکت دی . اچ . آی دانمارک داده شد.

شرکت دی اچ آی اقدام به نمونه برداری از نمک در اعماق مختلف نمود تا درجه خلوص ومیزان انحلال آن را در آزمایشگاه بدست آورد. نظریه کتبی مشاور که تقدیم آب  نیرو شد، حاکی از آن است که آب در سناریوهای مختلف به درجات مختلف شور می شود. ماجرا مطالعات دی اچ آی رسانه ای شد و تاکنون نه از طرف آب  نیرو و نه از طرف دی اچ آی تکذیب رسمی یا تلویحی و ضمنی نشده است.

 پس از مطالعات مشاور، شرکت راه حلی ارائه کرد: گفتند بین دریاچه سد و کوه نمک، یک دیوار حائل یا پتوی رسی احداث می کنیم که خود مثل یک سد خاکی هسته رسی عمل می کند و مانع از انحلال نمک در آب می شود. نمونه آزمایشگاهی دیوار حائل ساخته شد. به این ترتیب که مصالح بکار رفته در دیوار حائل، در ابعاد آزمایشگاهی کمپکت (فشرده) شد و به مدت 24 ساعت در معرض آب قرار گرفت.

ولی آزمایشها نشان می داد که نمک از دیوار حائل (پتوی رسی) عبور می کند و به مخزن سد وارد می‌شود. مدیران آب نیرو، در این مرحله مدعی بودند که دیوار حائل، کارآمد است و آزمایش، گویا نبوده است پس روند احداث را آغاز کردند. سرانجام تصمیمی گرفتند آبگیری را تا تراز 130 متر انجام دهند. پتوی رسی تا این تراز ساخته شدو ادامه آن نیز در دست احداث بود.

آقای احمدی نژاد در تاریخ 06/05/90 برای آغاز آبگیری سد به کارگاه آمد و آبگیری آغاز شد. سه روز بعد، آب از پتوی رسی رد شدو نمک های ناحیه زیرین دیوار حائل، در آب حل شد و دیوار حائل، نشست کرد. همانطور که قبلاً آزمایش نمونه آزمایشگاهی دیوار حائل نشان داده بود، نمک های ناحیه زیرین دیوار حائل بصورت یک جاذب قوی عمل کرده و آب را جذب کردند و حل شدند. در نتیجه در تاریخ 08/05/90 ترک های کوچ در دیوار حائل پدیدار شد.

در تاریخ 09/05/90 ترکها تبدیل به حفره های کوچک در کف دیوار شد. در تاریخ 10/05/90 چهار حفره به ابعادی دو برابر یک خودروی سواری در قسمت انتهایی باند دیواره حائل که پیمانکار آن شرکت کیانکار است، پدیدار شد که به سرعت، بصورت سطحی و نه عمقی ترمیم شد.

در تاریخ 11/05/90 دیوار حائل بطور ناگهانی و به ارتفاع 7 متر نشست کرد و حجم حفره ها به ویژه در قسمت ابتدای باند دیوار حائل که پیمانکارش سپاسد می باشد به حدی بود که ماشین آلان سنگین راه سازی نظیر لودر و بولدوزر نیز در معرض خطر سقوط بودند. در نتیجه کارگاه تعطیل و تخلیه شد. هم اکنون کارگاه دیوار حائل تعطیل میباشد و تدابیر شدید امنیتی در آن به اجرا گذاشته شده تا هر گونه عکس‌برداری مقدور نباشد. حال پرسش این است: اینهمه تعجیل در افتتاح یک طرح خسارت‌بار، چرا؟








منبع:  تعامل‌نیوز

اصلاح طلبان و جمهوری ایرانی؟

نوشته ایت الله موسوی خوینی ها :

بدون تردید بنده و دوستان و هزاران مثل ما و نیز حداقل چهارده میلیون نفر (که مخالفان به آن اعتراف دارند) مخالف شعار جمهوری ایرانی در برابر جمهوری اسلامی هستیم و نیز مخالف شعار علیه رهبری هستیم ولی چرا این شعارها و یا آتش زدن عکس امام و امثال این امور را به پای جریان اصیل اصلاح طلب می گذارند و چرا امکان هرگونه تکذیب و دفاع را از اصلاح طلبان سلب می کنند؟ واقعیت این است که عده ای در اداره کشور بر این روش روی آورده اند که تنها باید یک صدا بلند باشد و مردم تنها وظیفه ای که دارند اطاعت از همان یک صدا است و اگر کسی یا گروهی و حتی مردمی فراتر از گروهها سخنی را بر خلاف آن فریاد کنند اولا گناهکارند، ثانیا برخلاف امنیت ملی اقدام کرده اند و در آخر برانداز محسوب می شوند و به دنبال این تحلیل و تبلیغ آن در جامعه، برای سرکوب کسانی که بر اعتراض خود اصرار دارند خواه یک یا چند گروه سیاسی باشند و خواه بخش قابل توجهی از مردم، هر فریاد نامقبول بلکه مردود را به آنان نسبت میدهند تا بهانه ای برای سرکوب و نیز توجیهی برای شدت بخشیدن به آن داشته باشند و یا هر گناهی که هر کسی انجام داده یا نداده باشد را از آن صحنه ای می سازند و به نمایش می گذارند و به اصلاح طلبان نسبت می دهند تا جامعه را برای خشونت هرچه بیشتر علیه آنان توجیه کنند.

مسئله اصلی برای سرکوبگران این است که چرا اصلاح طلبان بر اعتراض خود اصرار دارند و در برابر سخنی که همه مکلفند از آن اطاعت کنند ایستادگی می کنند؟ عالمانی که از چنین تفسیری از جمهوری اسلامی دفاع می کنند هرگز برای مردم توضیح نمی دهند که از کجای اسلام این استنباط را کرده اند که در حکومت اسلامی همه باید بدون چون و چرا مطیع باشند و کسی حق اعتراض ندارد و از کجای اسلام درآورده اند که اگر کسی به حاکم مسلمین اعتراض کرد مرتد، باغی و مهدورالدم است ؟! (اشتباه نشود؛ بحث بر سر سلاح کشیدن بر روی حاکم و حکومت نیست بلکه بحث بر سر انتقاد و اعتراض است) اصلاح طلبان نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را از نفس مسیحائی امام انقلاب آموخته اند. ولی آن معلم بزرگ به ملت ایران اطاعت بی چون و چرا و تسلیم محض را نیاموخته است. این قلم و صاحب آن اگر حداقلی از امنیت آن خطیبی را که برای اهانت به هر مسلمانی آزاد است می داشت، توضیح می داد که چه کسانی با کدام اقداماتشان براندازی جمهوری اسلامی را (العیاذ بالله) زمینه سازی می کنند.


جمهوری اسلامی از مردم فهیم که بر سراعتقاد حق استوارند و سرفرازانه مصائب استواری در عقیده و ایمان را تحمل می کنند، هرگز به خواست خداوند آسیب نمی بیند. جمهوری اسلامی اگر آسیب ببیند از دست کسانی است که عقل و منطق را به تعطیل می کشانند و با غلیان احساسات می خواهند مردم را به راهی ببرند که خود می پسندند، گروهی که تمام هنرشان در مدیریت کشور در این است که تمام صداهای متفاوت در سینه ها پنهان شود و هیچکس بدون اذن از جای خود نجنبد و هیچ برگی بر درختی حرکت نکند تا آنان بتوانند کشور را اداره کنند. هر روز جمعی را به براندازی متهم می کنند و بعضی از معممین نیز هرگونه خشونت و هتاکی و تهمت زدن و حبس و... را تحت عنوان همین براندازیِ بی مبنا و نامعقول مجاز و بلکه واجب می شمارند و آنگاه مصائبی رخ می دهد که گاه همان توجیه کنندگان را ناگزیر از تظاهر به آه و فغان و ناله ی وااسلاما میکند.

شگفتا که این جماعت به دور از عدل و انصاف ابتدا تهمت می زنند و هر گناه ناکرده را به اصلاح طلبان نسبت می دهند و آنگاه بدون هرگونه فرصت و مجالی برای دفاع و تکذیب، آنان را زیر رگبار فحش و ناسزا و چوب و چماق در هر کوی و برزن می گیرند و سپس در همین حال از آنان می خواهند که با این شعارهای ساختارشکن مخالفت کنند، این جماعت در پی آن نیستند که به حقیقت بدانند آیا اصلاح طلبان مخالف این شعارهای ساختارشکن هستند یا نه، آنان در پی آن هستند تا هرگونه مجال دفاع اصلاح طلبان از خود را بگیرند تا بهتر بتوانند آنان را سرکوب کنند؛ چرا؟ تنها و تنها برای اینکه اصلاح طلبان تسلیم محض و مطیع بی چون و چرا نیستند و اصلاح طلبان اینگونه زیست سیاسی را مغایر عزت و کرامتی می دانند که امام برای خدمت در زیر پرچم جمهوری اسلامی به آنان آموخته است، اصلاح طلبان نه تنها به آتش زدن عکس امام (که احتمالا ساخته دست بهانه جویان بوده است) راضی نیستند که جانشان از این رفتار پلید آتش می گیرد، اصلاح طلبان نه تنها آتش زدن قرآن را (که عملی به شدت مشکوک بود) برنمی تابند که اقدام کنندگان را شایسته حداقلی از همکاری و همراهی نمی دانند، اصلاح طلبان نه تنها با شعار علیه رهبری مخالفند بلکه آنان در چارچوب نظامی دست به کار سیاسی زده اند که تمام اصول قانون اساسی آن و از جمله اصول مربوط به رهبری، همگی یک کل منسجم را تشکیل می دهند و از یک اعتبار برخوردارند، و تفسیر هیچیک از اصول آن نباید ناقض دیگر اصول باشد.

ما با شعار جمهوری ایرانی مخالفیم و هرگز از شعار جمهوری اسلامی در کنار استقلال و آزادی عقب نشینی نخواهیم کرد، هرچند که از ناحیه داعیه داران دفاع از آن بیش از پیش بر ما گلوله بارد. هنوز خون جوانان وطن که برای تأسیس جمهوری اسلامی کوچه و خیابان و در و دیوار شهر را رنگین ساخته است نخشکیده است، هنوز خیل عظیم بیش از نود درصد مردان و زنان، صف در صف در سراسر ایران با برگه های "آری" به جمهوری اسلامی شکوه و عظمت خود را به رخ دنیا می کشند و هنوز امام خمینی فریاد میکند: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد؛ آنگاه کسی می تواند بر ما گمان برد و یا در ما طمع کند که از جمهوری اسلامی عقب نشینی کنیم و با جمهوری ایرانی و امثال آن مخالف نباشیم؟ آنچه ما می خواهیم حفظ جمهوری اسلامی با همه هویت و حقیقت آن است. اصلاح طلبان نه هوس مجلس دارند نه هوای ریاست، همه اینها با همه تمتعات آن ارزانی شما باد؛ ولی خدا را خدا را در حفظ میراث گرانسنگ امام!

از سایت: آهنگ راه

آیت الله موسوی خوینی ها